لازم به ذکر است بیان این مثالها صرفا جهت روشنتر کردن اهمیت موضوع تصمیم گیری بوده  و قابل تعمیم برای همه افراد نمی باشد ، چرا که ممکن است فردی عینا همان تصمیم را گرفته مثلا مهاجرت به یک کشور دیگر و اکنون فرد موفقی هم باشد .شرایط، روش تصمیم گیری ،‌نیاز سنجی دقیق فرد ، امکانات ، تیپ شخصیتی و نوع رفتار افراد  همه و همه عواملی هستند که مانند اثر انگشت برای هر فردی متفاوت می باشد.لذا ذکر این مثالها صرفا جهت بیان این مطلب است که عدم اشنایی با روش درست تصمیم گیری ممکن است به شکستهای بزرگ در زندگی بیانجامد. همچنین مثالها صرفا کلی بوده و از ارایه جزییات خودداری می گردد چون ممکن است برای بعضی از دوستان موجب سو تعبیر گردد . تاکید صرفا بر روی ماهیت موضوع اتفاق افتاده می باشد. ضمنا این عدم کامیابی در تصمیم گیری نیز ارتباطی با تحصیلات ، فرهنگ  و یا هر عامل دیگری ندارد. بلکه ترکیب این عوامل در کنار هم  و بررسی شرایط هر انسان می بایست در نظر گرفته شود. همچنین فرد ممکن است در زندگی در بعضی امور و تصمیمات موفق عمل کرده باشد ولی در بعضی شرایط هم تصمیمات اشتباهی نیز بگیرد. انچه مهم است وزن تصمیم اشتباه در زندگی و در نهایت تاثیر ان بر کل زندگی هر شخص است که هیچکس بهتر از خود ان فرد و وجدانش نمی تواند در این خصوص قضاوت نماید.

مورد مطالعاتی اول :

در این نمونه فرایند تصمیم گیری برای یک انسان سخت کوش و موفق در امر تحصیل بررسی می گردد. تصمیم گیرنده  فارغ التحصیل یکی از بهترین دانشگاههای تهران در یک رشته فنی مهندسی پر کاربرد در صنعت کشور و جهان  می باشد . تصمیم گیرنده با  مدرک کارشناسی ارشد تصمیم می گیرد برای ادامه تحصیل و کسب مدارج علمی بالاتر و در نهایت زندگی بهتر به یک کشور به اصلاح پیشرفته و یا به قول عامیانه جهان اولی برود.

در نگاه اول از نظر بسیاری از افراد جامعه علی الخصوص در برهه زمانی گذشته ( اواخر دهه هفتاد و اوایل هشتاد ) تصمیم بسیار منطقی و درستی می باشد و اصلا برای پیشرفت  و رشد این فرد باید دقیقا همین کار را انجام دهد و راه دیگری وجود ندارد . تصمیم گیرنده متعاقبا با هر کسی که صحبت می کرده با انبوهی از دلایل و استدلال های فلسفی ، کلامی ، سیاسی ، دینی ،‌تاریخی ،‌فرهنگی ، ورزشی و …که در قالب سخنرانی ها و توضیحات فراوان و متناسب با ارضای نیاز فرد طرف مشورت که در بعضی اوقات کمبودهای خود را نیز در توجیه تصمیم دخیل می دارد و متاسفانه ما ایرانی ها هم بسیار در آن استاد هستیم مواجه شده است. (لازم به ذکر است معضل اظهار نظر و تحلیل های غیر کارشناسانه  کماکان به شدت در   سالهای اخیر نیز در جامعه ما شدت یافته است.) فرد مورد مطالعه ما  در تصمیم خود راسخ تر شده و  فرایند تصمیم گیری وی وارد فاز جدیدی می گردد. حال باید صرفا کشور مورد نظر را انتخاب نماید . کشور مورد نظر را هم صرفا بر اساس رایج ترین روش موجود (منظور این است که به ذهن کسی اصلا نمی رسد که آیا روش دیگری هم وجود دارد؟) که در خصوص رشته های مهندسی از بهترین دانشگاههای امریکا (ام آی تی ،‌ پرینستون، استنفورد ، کالیفرنیا تک، یو اف ام  و …)‌ تا کانادا ،‌اروپا ،‌استرالیا  و بعد حالا جدیدا شرق دور   مرتب شده و مدارک مورد نیاز انها در خواست شده و ارسال گردد.(‌یادم رفت بودجه فرد را در ارسال مدارک و نیز زمانبندی شروع سال تحصیلی رو هم در نظر بگیرید) خوب حالا هر کدام که با توجه به مدارک ، توصیه نامه ها، سوابق فرد و همچنین نیاز دانشگاه جواب داد و مورد پذیرش قرار گرفت و رتبه بالاتری هم داشت بهترین گزینه خواهد بود. (دوستان در نظر داشته باشید که ار بیان خیلی از جزییات جهت رسیدن به اصل موضوع که تصمیم گیری اشتباه است صرفنظر شده است.)فرد مذکور به همین روش دانشگاه مورد علاقه خود را انتخاب می کند  البته تصحیح کنم که دانشگاه مورد علاقه در اینجا عبارت نادرستی است  بهتر است بگوییم دانشگاهی که سیستم یا روش تصمیم گیری رایج برای وی مشخص کرد. (مجددا تاکید میکنم برای جلوگیری از تلف شدن زمان از تحلیل خیلی از مسایل صرفنظر می کنم والا می بایست سیساتهای پنهانی که عموما از سمت کشورهای غربی عملا به مسیر تصمیم گیری سمت و جهت می دهد را نیز در نظر گرفت .) مهندس ما پذیرش را می گیرد. بقیه کارها و مدارک مورد نیاز جهت سفر به کشور محل تحصیل را اماده کرده از خانواده ، دوستان و آشنایان خداحافظی کرده و رحل سفر می بندد. حال بیایید تا اینجای کار را از دید سیستمی که روش کار گروه رستا    بررسی کنیم.(تحلیل بسیار کلی بوده و صرفا جهت اشنایی با روش کار رستا  می باشد. تحلیل دقیقتر شامل پارامترهایی می باشد که از حوصله این بحث خارج بوده و در مدل ریاضی در نظر گرفته می شود.) تصمیمی که فرد تا اینجا گرفته شامل دو فاز می باشد. فاز اول ادامه تحصیل در یک کشور دیگر می باشد. در این مرحله تحلیل دقیق و مهندسی شده ای برای فرد مذکور انجام نشده است . مثلا کسی برای وی مطرح نکرده که چرا شما اصلا می خواهید ادامه تحصیل بدهید؟ اصولا نیازها و رفتارهای فرد کمی سازی نشده و طبق باور عمومی حتی در بین اقشار تحصیل کرده  فرد تا آنجا که می تواند و تا انجا که ذهنش اصطلاحا می کشد می بایست ادامه تحصیل بدهد (اشتباه اول ،‌منظور این نیست که این ادامه تحصیل دادن اشتباه است و یا حتی مثلا برای همین فرد غلط است بلکه اشتباه در عدم انجام تحلیل و مطرح نکردن این بحث است،‌جالب اینجاست که سالها بعد همین فرد مطرح کرد که اصولا ادامه تحصیلش غلط بوده است!.)  گام بعدی این است حالا که شما تصمیم به ادامه تحصیل گرفتید چرا می خواهید در خارج کشور ادامه تحصیل بدهید ؟ آیا همه شرایط داخل ،‌بازار کار ،‌خانواده ، آینده و غیره را تحلیل کرده اید ؟‌ آیا صرفا بر همان باور عموم و اظهارات افراد همه فن حریف بسنده کرده اید؟ خب جواب واضح بوده مگر جایی بهتر از یک دانشگاه معتبر خارجی برای یک فارغ التحصیل مهندسی وجود دارد؟ (اشتباه دوم)

بعد از طی این مراحل که بدون هیچ تحلیل ساختار یافته و مهندسی می باشد فرد تصمیم میگیرد دانشگاه مورد نظر خود را انتخاب کند . انتخابی که پروسه آن را بیان کردیم .کسی تحلیل نکرده آیا اصولا می بایست به روش دیگری همچون تحلیل روانشناسی فرد ، بافت فرهنگی و اعتقادی شخص مورد نظر ویا توانایی های غیر فنی توجه کرد. اصولا تابویی بوده که حتی مطرح کردنش ممکن بوده موجب تمسخر اطرافیان قرار می گرفت و عقل سلیم می گفت بهترین راه همان روش مرتب کردنی است که بیشتر بیان شد. (اشتباه سوم )

تا اینجای کار برای پروسه تصمیم فرد سه اشتباه بزرگ که حاصل عدم تحلیل و اتخاذ یک روش مهندسی شده است را بر شمردیم .حال ببینیم حاصل این سه اشتباه چه میشود؟

فرد مذکور در طی یک بازه زمانی 15 ساله سه  دانشگاه و به عبارتی سه کشور را برای اخذ مدارک کوناگون طی کرده و بعد از کار کردن در بسیاری از همان کشورهای به اصطلاح پیشرفته (در نظر بگیرید در این بازه عمر وی هم سپری شده است.) در نهایت  در میانسالی 43 سالگی  تصمیم گیرد برای همیشه به ایران برگردد.(خود همین تصمیم هم جای تحلیل دارد ولی عموما با افزایش تجربیات افراد و شناخت بیشتر افراد نسبت به خود معمولا تصمیماتی می گیرندکه رضایت درونی انها را در پی داشته باشد.) فرد مذکور با سرمایه اندکی که اندوخته (نتایج مالیتهای سنگین کشورهای غربی و عدم مدیریت شخصی در پس انداز که نتیجه همان عدم تحلیل تصمیم بوده ) در حالیکه هنوز تنها زندگی میکند با از دست دادن سرمایه معنوی وپیوندهای خانوادگی که داشته به ایران بر می گردد که در شرکتی مشغول کار گردد.

اگر دقت کرده باشید سلسله تصمیمات اشتباه به دنبال هم باعث می شود در یک پروسه زمانی کل زندگی مختل گردد. تصمیم اشتباه اول با عث شده تصمیم اشتباه دوم ،‌سوم و …  گرفته شده و پشت سر هم زندگی یک انسان را مختل کرده و در نهایت فرد شکست بخورد.در نظر بگیرید این مورد از جهات مختلفی قابل بحث است مثلا اینکه الان افراد همدوره وی با سطح تخصصی حتی پایین تر موقعیتهای به مراتب بهتری چه از نظر سطح مالی و چه از نظر سطح و کیفیت زندگی دارند گویای عدم کامیابی وی در تصمیمات گرفته شده می باشد.

مورد مطالعاتی دوم :

این مورد مطالعاتی بارها برای افراد  به طرق مختلف روی داده است ولی اساس و پایه آن بر یک اصل استوار است. عدم تصمیم گیری صحیح و مهندسی شده.آقایی در عنفوان جوانی (بیست سالگی ) تصمیم به ازدواج دارد. با توجه به اینکه وی در یک خانواده سنتی پایبند اصول بزرگ شده  تصمیم وی مورد احترام و ستایش می باشد. بعد از تحقیقات و پیدا شدن مواردی برای خواستگاری وی گزینه ای  را بر می گزیند که چندان مورد رضایت خانواده اش نمی باشد. اختلاف فرهنگی دو خانواده و  تفاوت سطح تحصیل از جمله موارد اساسی می باشد که خانواده در رد گزینه مورد نظر اعلام می دارند. اما دوست جوان ما با توجه برشمردن عشق و علاقه بین طرفین اعلام می دارد که خانم پیدا شده بهترین گزینه برای وی بوده و بقیه موارد قابل حل شدن است. پس از کش و قوس فراوان سرانجام خانواده قبول کرده و مراسم خواستگاری و بقیه موارد انجام شده و طرفین به خانه بخت می رود. تا اینجای داستان به ظاهر مشکلی وجود ندارد.  چه بسا سبب بروز امر خیری شده و حتی می توان با همدلی و کمی تحمل ناملایمات را سپری کرد. اما اگر از دید سیستمی و روش مهندسی شده ای که رستا بر پایه آن عمل می کند به قضیه نگاه کنیم شکافهایی عمیقی در آن مشاهده می گردد که بعدها خود را به شکلی نشان داده است. خانواده و مهمتر از همه خود فرد  به درک و شناخت درستی در ابتدا از خود و سپس خانواده دختر نرسیده و تنها با تکیه بر مقدس بودن امر ازدواج که حقیقتا اینطور هم می باشد اقدام به این وصلت نموده اند. یعنی کسی تحلیل نکرده است که ایا در شرایطی که فرد قرار داشته و با توجه به رفتار و شخصیت و نیز سایر پارامترهای کاری ، مالی و … فرد مذکور می بایست در آن مقطع زمانی ازدواج را صورت دهد. چون شخص جوان داستان نیاز به ازدواج را احساس کرده و بالتبع خانواده را تحت فشار قرار داده لذا خانواده هم از دید خود و با تجربه بزرگترها نسخه مورد نظر را برای فرد در نظر گرفته اند.حال بماند که اصول روانشناسی و پایه ای ازدواج ایا رعایت شده است یا خیر ؟ بهر حال گام اول شناسایی، شناخت مساله و فرد به طریق اصولی و منهدسی شده ای صورت نپدیرفته است. اشتباه اول در مرحله بعدی انتخاب گزینه مورد نظر بوده که در آن هم حرکت مهندسی شده ای انجام نشده است. فرد مذکور صرفا با بیان اینکه  عشق و علاقه بین طرفین وجود دارد (البته ثابت شده معمولا طرفین در فهم این فاکتور عموما احساسی عمل کرده ویا گاها یکطرفه بوده و بررسی دقیقتر با سوالات فنی صورت نپذیرفته است.) و موقعیت خوب مالی خانواده عروس تقریبا تمام فاکتورهای دیگر را نادیده گرفته و اقدام به انتخاب عروس آینده در بین سه گزینه موجود می کند. گامی که اگر مهندسی شده و دقیق صورت می پذیرفت چه بسا اشتباه اول را تا حدود زیادی اصلاح کرده و اثر آن را تعدیل می کرد. اشتباه دوم  ببینید دو اشتباه پشت سر هم وزنجیره ای که می توانست به سادگی بررسی و تحلیل گردد حتی می تواند چه نتایجی به بار آورد. لازم نیست تعداد اشتباهات بسیارزیاد باشد تا نتایج  خیلی تاسف باری روی دهد گاهی اوقات اولین اشتباه سهمگین ترین اشتباه می باشد.

بهر حال ازدواج صورت می پذیرد. بعد از طی سالها و به مرور فرد مورد مطالعه در می یابد که به دلیل اختلاف طبقاتی (فرهنگی) و نیز سطح مالی متفاوت اصولا نقش پر رنگی در زندگی شخصی خود نداشته و صرفا مطیع و  مجری عوامل خانواده عروس می باشد. به نوعی داماد سر خانه می باشد. در این بین علیرغم بچه دار شدن فاکتور عشق و علاقه نیز به مرور کم رنگ و کم رنگ تر می شود. به علت عدم استقلال مالی کافی و اصطلاحا زیر دین بودن فرد (فرد مذکور در شرکت و محیط کسب و کار پدر عروس مشغول به کار بوده است.)   و از بین رفتن علاقه اختلافات زیادتر شده به نحوی که خانواده عروس تقاضای طلاق کرده و با توجه به چکهایی که از دست فرد مذکور دارند اهرم فشاری ایجاد کرده تا به خواسته خود تحقق بخشند. پایان داستان جدایی بعد از 12 سال زندگی ، بدهی میلیاردی برای فرد مورد مطالعه ،‌ از دست دادن کار و اعتبار در بازار و حتی مدتی حبس کشیدن در زندان  و در نهایت روانپریشی که بر تمام ابعاد زندگی فرد سایه افکنده است.

مورد مطالعاتی سوم :

شخصی  بعد از سالها کار و فعالیت در تهران (17  سال )و پس انداز سرمایه تصمیم می گیرد که به همراه خانواده اش به شهرستان برگشته ودر کنار خانواده خود(منظور پدر و مادر) گذران عمر کند. در ظاهر در تصمیم وی مشکلی وجود ندارد و حتی میتوان برای آن احترام هم قایل شد. وی برای تصمیم خود دلایل زیادی را بر می شمارد که خوب همه جای بررسی و تامل داشته و به نظر صحیح می رسد. سالها دوری از خانواده ،‌ افزایش سن پدر و مادر ،‌نارضایتی از محیط کار فعلی ،‌شلوغی شهر بزرگ و  هزاران دلیل دیگر که شما را متقاعد می سازد تصمیم وی صحیح است . اما آیا تصمیمی که می گیرد  مهندسی و ساختار یافته بررسی شده است ؟‌ دلایل نارضایتی بررسی گردیده است ؟‌ گاهی اوقات یک نارضایتی بزرگ سبب می شود که انسان برای رفع به دنبال توجیهاتی باشد که برایش راه را برای اتخاذ تصمیمی هموار نماید(مثلا شلوغی شهر ، نیاز به رسیدگی به پدر و مادر و…)

شاید در صورت مشورت با فردی خبره و آگاه و یا حتی اتخاذ رویکردی مناسب برای تصمیم گیری روند زندگی یک فرد و خانواده و در نهایت جامعه دگرگون می شد. بهر حال فرد تصمیم میگیرد به شهرستان محل تولدش رجوع کند .لذا بار و بندیل خود را جمع کرده و به همراه خانواده اش به شهرستان بر می گردد.(اشتباه اول )

بعد از مدتی سکونت در شهرستان، دیدن دوستان و اشنایان و نیز  فرار از شلوغی تهران همه موارد برای شروع به کار و فعالیت مطلوب به نظر می رسد. وی با سرمایه ای که دارد دست به امتحان کسب و کارهای زیادی می زند ولی متاسفانه بعد از 2 سال عمده سرمایه موثر خود را از دست داده (در نظر بگیرید که وی با متخصصین امور مالی هم مشورت کرده بود ) و نتوانسته  کسب و کار مناسبی پیدا کند. در نهایت با سر افکندگی مجبور شده تا خانواده (زن و بچه اش) را در نزد پدر و مادر گذاشته و مجددا به تهران برای کار بر گردد. وی نه تنها اصطلاحا گره ای از مشکلات خود و حتی پدر و مادرش (که در ابتدا ادعا می کرد می خواهد به آنها رسیدگی کند) باز نکرده (اصولا انها نیازی به رسیدگی نداشته اند بلکه فرد در ذهنش برای توجیه کار و تصمیم اشتباه اولش بیان کرده است.) بلکه تکلیف جدیدی بر دوش انها نهاده است. وی نه تنها کار خود را که درآمد مناسبی داشته از دست داده بلکه اکنون بعد از دو سال با صرف هزینه بسیار میبایست دوباره به جای اول خود باز گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *